روز مهر یا روز عشق (ولنتاین)

روز مهر یا روز عشق

ازروزگاران کهن جشنهای فصلی بسیاری باانگیزه های تاریخی یا دینی

 یاسنتی رواج داشته یکی از آن جشن ها که مصادف با 29بهمن ماه هر

 ساله جشن کرفته میشد روز مهر یاروز عشق بود. بنا به رای دارمستتر

 (مهر به معنی دوستی ومحبت است وبه معنی پیشرو و دوستی وداور

 بزرگ میباشد ) ایزد مهر به عنوان یک داور مجری عدالت وموکل بر پیمان

وعهود مردم که با دقت بر آنها نظارت میکند شناخته میشده .بنابر این در روز

 سپندارمذگان جشنی به نام این روز ترتیب میدادند سپندارمذ لقب ملی

 زمین به معنی گستراننده وبارور کننده است که چون مادر نطفه ها (بذرها)

 رادرخود پرورش داده ومیرویاند وبه جهت استعداد باروری خود به عنوان ایزد

 مادینه شناخته میشده به همین جهت در این روز زنان که ازجهت باروری به

 زمین مانند بودند مورد احترامی خاص ومتمایز از روزهای دیگر قرار میگرفتند

 ازجمله اینکه در قصرها زنان ودختران را برتخت نشانده به آنها هدیه داده از

آنها اطاعت میکردند در منازل مرد خانه همسرش را بر تخت نشانده وبا

اهدای هدایا تا پایان روز به او خدمت مینمود و در میان دختران این روز

هیجانی خاص داشت در این روز پسران جوان به دختران مورد علاقه خود

 هدیه داده و دختران جوان با پذیرفتن هدیه در واقع پسر مورد علاقه خود را

 برای همسری در آینده برمیگزیدند واین نشانه ای است بر آزادی دختران آن

 عصر درانتخاب همسر در واقع در این روز در حضور ایزد مهر مرد وزن با هم

 تجدید پیمان کرده وپیمان خود را جاودانه میکردند چون ایزد مهر بر پیمان آنان

 نگاهبان بود  . بنا به دلایل دینی وگسترش ادیان شرقی درباورهای اروپای

 قدیم این جشن پس از مسیحی شدن اروپا به صورت داستانی جدید رخ

نمایاند داستان کشیشی که پسران جوان را که بنا به دستور شاه باید به

 جنگ میرفتند وبرای نداشتن دل مشغولی وفرار نکردن از کارزار نبرد از

 ازدواج منع کرده بود به هم پیوند میداد وآنها را به ازدواج هم در میاورد

وعاشق ومعشوق به هم میرسیدند تا اینکه این راز عیان شد وکشیش

 ولنتاین توسط شاه کشته شد و آن روز به نام کشیش ولنتاین روز عشق

نامیده شد وتولد این داستان درست 4روز قبل از روز مهر (عشق) جای

بسی شگفتی است هرچند از این تشابهات در تاریخ بسیار است اما از

غنای فرهنگی ما ایرانیان نمیکاهد به شرط آنکه ما هم روز مهر را گرامی

 داشته و در مقابل ایزد مهر پیمان خود را بادادن هدایا به معشوق یا نامزد یا

همسر خود مستحکم تر نمائیم   

خلقت زمین وآدم

درقصص الانبیا امده است چون حق تعالی خواست که زمین وآسمان را بیافریند گوهری آفرید هفتاد هزار سال آن گوهرهمی بود تاکه خدای تعالی بنظر هیبت دروبنگریست آن گوهرآبی گشت تاهفتادهزارسال همی جنبید ونیزهرگزقرار نگیردتا قیامت.

پس ازهفتاد هزار سال آتش فرستاد برسرآن آب تا آب بجوشید و کف برآورد زمین را از آن کف بیافرید وآسمان را از بخار آن اب بیافرید .آنگاه جبرئیل را فرستاد تا زمین را بر سر آب قرار داد ودو پای او آنجابود که اکنون مکه است واز بهر آن مکه را فضل است وکعبه را آنجا بفرمود نهادن  پس زمین را بکشید از شرق تاغرب هرگاه پای بمشرق نهادی مغرب از جای برخاستی وچون پای بمغرب نهادی مغرب ازجای برخاستی .جبرئیل گفت یارب عاجز شدم  آنگاه خداوند کوهها را بیافرید فرمود کوهها را میخ زمین گردانیدم  پس آفتاب وماهتاب وستارگان را بیافرید ودر زمین خلق آفرید که اورا ((جان )) گویند. قوله تعالی :«والجان خلقناه من قبل من نار السموم »وزمین را به ایشان داد تا هفتاد هزار سال تا آنگاه مدت ایشان بسر آمد و عاصی شدند آنگاه خدای تعالی ایشانرا نابود کرد وزمین را به گروهی دیگر بداد و این خلق را(( جن ابن الجان )) گفتند وهجده هزار سال ایشان بر زمین بودند ایشان نیز عاصی شدند ابلیس ازخدای تعالی بخواست که با فرشتگان به زمین روم و عبادت کنم  پس خداوند جن ابن الجان را اززمین برداشت وزمین به ابلیس داد با هفتاد هزار فرشته  تا پس ازهشت هزار سال عبادت که در آسمان کرده بود خدارادرزمین عبادت کند وهشت هزار سال ابلیس درزمین خدای را عبادت کرد وابلیس وفرشتگان دل برزمین نهادند (دل بسته زمین شدند) وهرکس دل به چیزی بندد به غیر از خدای اوراعزل آید(بی اعتبار میشود)  پس خداوند فرمود: «انی جاعل فی الارض خلیفه»در زمین خلیفه ای میخواهم آفریدن ابلیس غمگین شد وگفت: زمین را کسی دهی وکسی آفرینی که فساد کنند وخون ریزند (چون دومخلوق قبلی چنین کرده بودند) درحالی که ما تسبیح وعبادت کنیم خداوند فرمود:«انی اعلم ما لاتعلمون » من بهتر دانم که حکیمم  من آن دانم که شما ندانید . اینگونه شد که مهرزمین بردل ابلیس افتاد واز گمراهان شد و از دستورخدا مبنی برسجده آدم سرباز زد وآدمرادربهشت فریفت تاآدم گناه کار شود تا شاید خداوند زمین را به او ندهد ولی خداوند فرمود در توبه برآدم گشودم زیرا محمدی دانم که از آدم خواهد بودن وشماراوهمه خلق رابسبب محبت اوآفریدم ومن دانستم که دوست من کیست  این بود داستان خلقت زمین وسبب دشمنی ابلیس وسبب خلق آدم که در قصص الانبیا آمده بود