گروهی براخلاق جمعی وگروهی براخلاق فردی اعتقاددارنددونظرازدواندیشمندرابیان میکنیم:

دکارت میگوید: اگرچه هرفردی ازماازافراددیکرجدااست ولیکن چون تنها نمیتوانیم زیست کنیم ناچاربایدمنافع خودراتابع منافع حقیقی جماعتی که درآن هستیم بنماییم واگرکسی این حس راداشته باشدکه صلاح کل مقدم برصلاح فرداست مکارم

والاازاوظهورخواهدکردوحتی برای خدمت به دیگران جان خودرابه خطرخواهدانداخت.

خلاصه آنکه عمل انسان همواره بایدموافق عقل باشدواگرچنین شودالبته سعادت وخرسندی خاطرکه مرادومنظورازعلم اخلاق

همان است حاصل خواهدگردید.

ارسطومیگوید: عمل انسان راغایتی است وغایات مطلوب انسان مراتب دارند.آنچه غایت کل ومطلوب مطلق است مسلما سعادت وخوشی است.امامردم خوشی رادرامورمختلف میانگارندبعضی به لذات بعضی به مال وبعضی بجاه.

اماچون درست بنگریم میبینیم هیچ وجودی بغایت خودنمیرسدمگرآنکه همواره وظیفه ای که برای اومقرراست به بهترین وجه اجراکندوانجام وظیفه به بهترین وجه برای هروجودی فظیلت اوست.

پس غایت مطلوب انسان یعنی خوشی وسعادت بافظیلت حاصل میشود.

منبع: سیرحکمت دراروپا ( جلد 1)