دین دیرینه (دین وباور ایرانیان باستان قبل از کیش زردشتی)

گمان میرود تا هزاره پنجم پیش از میلاد در استپهای آسیای میانه به سبب نبود باران و وجود بیابانهای بی حاصل آب زندگی را ممکن میکرد و از این رو ایرانیان باستان آب را ایزد بانوئی به نام آپس می انگاشتند به آنها نماز میبردند و بر آنها نثار میکردند(در زبان اوستائی به آن زئوستره میگفتند)نثارشامل 3جزء یعنی شیروشیره یابرگ دوگیاه است .عدد3نزدهندوایرانیان نخستین عددی مقدس بودوهنوزهم این عددبربسیاری ازرسوم زردشتی وبرهمنی حاکم است .درافشاندن نثاراین سه جزء نمایندگان  قلمروهای گیاهی وجانوری اندکه هر دوبه اب وابسته اند وبه اعتقاد مومنان زئوسره یا نثارکه باذکرتقدیس شده باشدنیروی حیاتی فرو کاسته اب رابدان باز میگرداند وبدین سان ان را پاکیزه وفراوان نگه میدارد. هر خانواده ای پیوسته نثار را به نزددیکترین آبگیر یا چشمه تقدیم میکرد و در همان حال بر آن نماز میبردند و این رسم جزئی از مناسک خاص روحانیون هم بود .

آتش نیز برای استپ نشینان حیاتی به شمار میرفت چه در آن زمستانهای سخت منبع تولید گرما بود و برای پختن گوشت که قوت غالب آنانبود نیز به کار میرفت وچون در روزگار باستان افروختن آتش دشوار بودعاقلانه تران مینمودکه اتش اجاق راپیوسته فروزان نگه دارند و نیز در شراره های آتش الوهیتی میدیدند بنا بر این رسم عبادی متعلق به( آتش همیشه روشن) رواج گسترده ای داشته.

برهمنان این اله را با نام دیرینه (اگنی) میشناختند ولی زردشتیان به آن (آتر) میگفتند و بر اتش نیز نثار میبردند که مرکب از سه جزء شامل هیزم خشک وپاکیزه "بوی ازقبیل برگهای خشک گیاهان "وپاره ای از چربی جانوری بود.بدین سان اتش نیز چون اب بادونثارگیاهی ویک نثارجانوری تقویت میشد سه باردرروزبه گاه نمازهای روزانه (بامداد"نیمروزوشامگاه)نثار انجام میشد.نثارهای اب واتش اساس عمل عبادی روزانه ای راتشکیل میداده اندکه ایرانیان ان را یسنه مینامیده اند. ونیز سه بار در روز در مقابل آتش نماز میخواندند( نماز ذکر هائی کوتاه و تمثیلی در بزرگداشت ایزدی خاص بوده و به این وسیله ان ایزد را تقدیس میکردند وذکر هر ایزد مخصوص به خودش بود)

انها ایزدان زیادی داشتند 1- آتش 2- آبان 3- هئومه 4- گئوش اورون (روان جانورانی که بامراسم تقدیس میمیرند)5- اسمن (آسمان) 6- زم (زمین) 7- هور (خورشید) 8- ماه 9- واته (بادی که میوزد و باران را میاورد )

10- ویو(دم حیات ویا همان نفس آدم) در پایان باید گفت که همچنان که انسان بر اثر کار مداوم خسته میشود به نظر آنها ایزدان نیز از نیروی فزاینده شان که جهان بر آن نیرو ها استوار بود کم میشد بنابراین با نثارهای خوش این نیروهای کاسته شده را فزونی میبخشیدند.

هندوایرانیان به یک قانون طبیعی اعتقاد داشتند که نظارت میکردتاحرکت منظم خورشیدوگردش فصلها ودوام هستی بریک نهج بسامان راتضمین کند.این  قانون اشه نام داشت وانان تقدیم نیایش وقربانی به وسیله مردمان رابخشی ازاین فرایندطبیعی میدانستند که به حفظ اشه کمک میکرد.

مفهوم اشه بسیار گسترده است درستی وراستی درمیان جامعه وفضیلت های اخلاقی فردی (حقیقت"صدق"صفا"وفا"دلیری و...)ونظم طبیعی جهان همه ترجمه اشه وتخلف از ان رذیلت ودروغ است قوم اوستائی دروغ را که در برابرراستی قرارداشت رادروگ مینامیدند اخلاقیون براین اساس مردم را به دو گروه تقسیم میکردند:1- یکی اشون یاپیروراستی که نگهدار اشه است 2- دروگونت یا پیرو دروغ

منبع: مری بویس