تبریک عیدفطر

عید برتمام مسلمانان جهان مبارک باد

این روززمان مناسبی است تا به خودمان رجوع کنیم تاببینیم چه کردیم این ایستگاهی است برای سوار شدن یا ماندن و درجا زدن.دیروزکجابودیم امروزکجاهستیم وفردا کجا خواهیم بود. خودمان رابه دست باد نسپاریم بلکه سواربربادهرجامیخواهیم برانیم.

استکان خالیت را کس نخواهد خواست

عشق پنهان گشته پشت تل ته سیگار

شمع روشن میکنی؟

پروانه دیگربرنخواهدخواست

سیب رابردار چاقورازمن بستان

حقیقت راکتمان میکند دیوانه وقت لحظه های راست

ستایش ابلیس

یکی از مسائل مخاطره آمیز در تاریخ تصوف اسلامی مسئله دفاع از ابلیس است وستایش او به عنوان بزرگترین موحد جهان وقرار دادن اودرکنار حضرت رسول به عنوان دو نمونه عالی فتوت وتصویر نور سیاه ابلیس در برابر نور محمدی .

میدانیم که به تصریح قران کریم ابلیس فرشته ای مقرب درگاه احدیت بود که چون خداوند فرشتگان را مامور به سجود آدم کرد وی از این فرمان سر باز زد و گفت :(انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین)- من برترم از او درخلقت که از آتشم واوازخاک - قران کریم اعراف 12 کهف 50 - به همین سبب وی مردود بارگاه الاهی شدومهجور ومورد لعن دائم .ولی چنانکه یاد کردیم جمعی ازبزرگان تصوف خرق اجماع کرده و دردرون این ملعونی و مهجوری مقام والا و برجسته ای برای او یافتند و از وی به عنوان پاکبازترین عاشق وپاسبان حضرت وسرور مهجوران یاد کرده اند.

عطار در تذکره الاولیا ازسهل ابن عبداله تستری (200-283 ه ق)که از قدمای زهاد وصوفیه به شمار میرود نقل میکند که گفت:(به ابلیس گفتم) بیا در توحید سخنی بگوی . گفت ابلیس در میان آمد وفصلی بگفتدر توحید که اگر عارفان وقت حاضر بودندی همه انگشت به دندان گرفتندی !

اگر روایت عین القضات را روایتی اصیل بدانیم قبل از همکه اینها حسن بصری از مشاهیر وزهاد وتابعین درقرن اول هجری (21-110 ه ق)دفاعی از ابلیس کرده ومعتقد بوده است که نور ابلیس از نارعزت الاهی است واگرابلیس نور خود را ظاهر کند مورد عبودیت وپرستش قرار خواهد گرفت .

اگر ابلیس نور خود را به خلق نماید همه اورا به معبودی وخدائی بپرستندواصل این عبارت حسن بصری راجای دیگر عین القضات به عنوان روایت از حضرت رسول نقل میکند که فرموده است:(نور من از نور عزت خدا پیدا شدونور ابلیس از نارعز او پیداشد

با اینهمه حلاج که در بسیاری از مسائل دیگر تصوف بنیان گذار به حساب میاید در موضوع دفاع از ابلیس هم نخستین کس باید به شمار آید.ازحلاج شعرهای منثور زیبائی به نام طواسین که سراسر آن دفاع از ابلیس است باقی مانده که به زبانی شگفت انگیز وتعمقی خاص درمسئله لعنت ابلیس وشناخت او از مسئله توحید می پردازد

این مطلب ادامه دارد-( مطلب بعدی حلاج ودفاع از ابلیس )

ستایش ابلیس

برای سال نو میخواهم درباره چیزهائی بنویسم که یا اصلا در مورد آنها صحبت نمیشود یا خیلی کم به آن پرداخنه میشود.

از آن جمله ستایش ابلیس است. مسئله ای که در تاریخ اسلام کمتر به آن پرداخته شده .

منتظر دنباله این مطلب باشید.

 

سال نو

باز هم دقیقه ها گذشتند روزها در امتداد آن ما را به هر کجا که خواستند بردند

امسال نگذاریم روزها مارا سوار برپشت خود به هر کجا ببرند

بدانید به کجا میروید تا به مقصد برسید

از اهداف خیالی دست بکشید دنیای ما دنیایی است واقعی از دست خدا کاری ساخته نیست پس از هربیهودگی دست به دامان خدا نشوید زندگی با معجزه بیگانه است معجزه توئی

اخلاق و سعادت

گروهی براخلاق جمعی وگروهی براخلاق فردی اعتقاددارنددونظرازدواندیشمندرابیان میکنیم:

دکارت میگوید: اگرچه هرفردی ازماازافراددیکرجدااست ولیکن چون تنها نمیتوانیم زیست کنیم ناچاربایدمنافع خودراتابع منافع حقیقی جماعتی که درآن هستیم بنماییم واگرکسی این حس راداشته باشدکه صلاح کل مقدم برصلاح فرداست مکارم

والاازاوظهورخواهدکردوحتی برای خدمت به دیگران جان خودرابه خطرخواهدانداخت.

خلاصه آنکه عمل انسان همواره بایدموافق عقل باشدواگرچنین شودالبته سعادت وخرسندی خاطرکه مرادومنظورازعلم اخلاق

همان است حاصل خواهدگردید.

ارسطومیگوید: عمل انسان راغایتی است وغایات مطلوب انسان مراتب دارند.آنچه غایت کل ومطلوب مطلق است مسلما سعادت وخوشی است.امامردم خوشی رادرامورمختلف میانگارندبعضی به لذات بعضی به مال وبعضی بجاه.

اماچون درست بنگریم میبینیم هیچ وجودی بغایت خودنمیرسدمگرآنکه همواره وظیفه ای که برای اومقرراست به بهترین وجه اجراکندوانجام وظیفه به بهترین وجه برای هروجودی فظیلت اوست.

پس غایت مطلوب انسان یعنی خوشی وسعادت بافظیلت حاصل میشود.

منبع: سیرحکمت دراروپا ( جلد 1)

هوس ثانیه ها

دلم از آنهمه ياد كه بمردند ميان هوس ثانيه ها

پيچكي از اندوه نفسم را به شمارش انداخت

سالها رفت ولي

دل من در تب قلبي نگداخت

به نام هستی بخش مهربان

شاید برای ما تولد همان لحظه بیرون آمدن از بطن مادر باشد ولی به حتم میتوان بعد از تولد بارها وبارها متولد شد مثلا همین ماه رمضان که توفیق تولد مجدد برای همه میسر است

بیا تا تولدی دوباره را تجربه کنیم 

داریوش ودین او

به نام خدا

دار یوش کبیر وترجمه های کتیبه هایش و دین زردشتی

کمبوجیهبه سال 522 پیش از میلاد درگذشت و داریوش به سلطنت رسید داریوش آتوسا (هوتئوسا )دختر کمبوجیه را به زنی گرفت.

داریوش پسر هیستاسپ (به یونانی ویشتاسپ) بود که والدین او نیز چون والدین کوروش زردشتی متدین بودند.

داریوش در کتیبه ها خود را فردی معتقد به دین زردشتی نشان میدهد و اعتقاد داشته ماموریتی الهی برای فرمانروائی بر جهان داشته .

داریوش در کتیبه نقش رستم -الف-سطرهای1-8-31-36-48-51 چنین اظهار میدارد

((خدای بزرگ است اهوره مزدا آنکه زمین را آفرید آنکه آسمان را فراز آفرید

آنکه انسان را آفرید آنکه شادی را برای انسان آفرید

آن که داریوش را شاه کرد شاه مردم بسیار سرور مردم بسیار

اهوره مزدا که جهان را پر آشوب دید آن را به من ارزانی داشت و مرا شاه کرد . من شاهم .

به لطف اهوره مزدا من آنرا آرام کردم آنچه من انجام داده ام همه آن ها را من به خواست اهوره مزدا انجام دادم

اهوره مزدا یاریم کرد تا این کار را انجام دادم .))

او از جانشین خود درکتیبه بیستون ستون چهارم ودر سطرهای 37و38 چنین در خواست میکند:

تو که از این پس شاه خواهی شد پیوسته جویش را از دروگه (دروگه یعنی دروغ و دشمن اشه یعنی راستی است)محافظت کن .

دروگه کلمه فارسی باستان معادل دروغ است که بارها در گاهان و فرورانه نفی شده زیرا دروغ درآن زمان به هر گونه پیمان شکنی نیز اطلاق میشد و نیز نیرنگ و خیانت به پادشاه نیز ناشی از دروغ و پیمانهای دروغین بود که باعث سرنگونی پادشاه ویا جنگ و خون ریزی میشد بنابر این دروگه یا همان دروغ پایه همه پلیدی ها بود چنانکه داریوش درکتیبه بیستون میگوید گرفتاری روزگار من هنگامی آغاز شد که دروگه بر زمین گسترش یافت و اینچنین دعا میکند

(( اهوره مزدا این سرزمین را از سپاه دشمن و از خشکسالی ودروگه بپایاد))

کوروش اولین شاه ایران

کوروش

در سال 549 پیش از میلاد پارسها به سرکردگی کوروش از خوانواده ای هخامنشی وداماد شاه آن زمان ماد شورش کردند ومادها رادرهم شکستند ونخستین شاهنشاهی پارسی را بنیان نهادند

کوروش درکتیبه های کوتاهی که در پایتخت با شکوه خویش پاسارگاد از حود به جا گذاشته به باورهای دینی خود اشاره ای نمی کند ولی از آثار به جا مانده در کنار ویرانه های کاخ اومیتوان به محرابی که در آن آتش بوده و برای مقاصد عبادی به کارمیرفته ونیز به نماد عدد3 که عدد مقدس زردشتیلن است در سازه های کاخ و محراب اشاره کرد وپی برد که کوروش مزدا پرست بوده همچنین اویکی از دختران خودرا آتوسا نامید گویا این نام صورت یونانی نام ایرانی هوتئوسا یعنی نام ملکه ویشتاسب پادشاه حامی زردشت باشد. وانگهی اعمال کوروش آنچنان که تاریخ کواهی میدهد اعمال یک مزدا پرست راستین بوده زیرا شاهنشاهی پهناورش را عادلانه ونیک ومطابق دستورات اشه اداره مینمود.

او به پیروان ادیان دیگر اجازه داد تا مراسم خود را انجام بدهند و یهودیان تبعید شده در بابل را به دیار خود باز گرداند تا اورشلیم را که به وسیله ابوکد نصر(بخت النصر) ویران شده بود بازسازی کنند واین امرآنان را در برابر تاثیرات کیش زردشتی پذیراترساخت.

اشعیای ثانی کوروش را به عنوان مسیح ستوده است ویهوه چنین میگوید((اینک بنده من که نگاهش میدارم (کوروش)عدالت را برای همه ملت ها خواهد آورد ...اوتا انگاه که عدالت رابرزمین برقرار کند... شکست نخواهدخورد))کتاب اشعیای نبی فصل 42 آیه های1و4

همین پیامبر برای نخستین باردرادبیات یهودی یهوه رابه عنوان آفریدگار آنگونه میستاید که زردشت اهوره مزدا را ستود (( من یهوه که همه چیزراآفریدم ...من زمین راساختم وانسان را برروی آن آفریدم...بگذار آسمانها عدالت ببارند...من یهوه آن را آفریدم ))کتاب اشعیای نبی فصل 44 آیه44 وف 45 آ 8و12

کوروش درنبردبا گروهی ازایرانیان موسوم به ماساگت ها که هنوز نیمه صحراگردبودند کشته شدوپیکر وی رامومیایی کرده وبه پاسارگادبرده ودرآرامگاهی نهادند که هنوز هم پابرجاست

زردشت و روز رستاخیز

ایرانیان پیش از زردشت گویا همانندهندیان ودایی بر این باور بودند که روان سعادتمند بلافاصله بعد از رسیدن به بهشت به تن مینوئی خود محشور خواهد شد تا بار دیگر زندگی شاد و پز شوری را آغاز کندولی زردشت مردمان را آموخت که روان های سعادتمند باید برای این غایت تا روز حسابرسی منتظر (تن پسین) ((یعنی چهره ای که اهروره مزدا در جهان مینوئی به روح خواهد داد )) منتظر بمانند یعنی تا آن هنگام که زمین استخوان های مردگان را رها کند (یسن30 بند7) در پی این رستاخیز همگانی داوری انجامین خواهد بود که همه پارسایان را از بد کاران جدا خواهد کرد هم آنان که تا آن هنگام زیسته اند هم آنان که پیشتر داوری شده اند.

آنان باید از پل چینود(پل صراط) که از زیر آن اتش هائی گداخته از تمام فلزات که مانند رودی بر زمین جاری است بگذرند .چنان که در متن پهلوی آمده است((این رود برای آنکه پارسا است چون شیر گرم به نظر خواهد رسید و برای آنکه دروند(پیرو دروغ) است چنان به نظر آید که گوئی به تن در فلز گداخته میرود-بندهش-فصل34 بندهای 18-19 ))در آن هنگام برای مدتی عدالت کامل حکم فرما خواهد شد بدکاران مرگی دگر باره خواهند چشید و از روی زمین محو و نابود خواهند شد اهریمن با دیوها و سپاهیان تاریکی اش در این نبرد بزرگ فر جامین نابود شده و رود فلز گداخته به سوی دوزخ جاری میشود و همه نشانه های بدی در جهان از میان میرود .

از این پس مردمان با یک پندار وبا یک گفتار ویک کردارچون جاودانان وبدون گذشت عمر آسوده از بیماری و تباهی تا جاودان در ملکوت خداوند بر زمین شادمان خواهند بود

زیرا اهورامزدا و شش امشاسپند (فرشته مقرب) همراهش آخرین یسنه مینوئی را به جا می اورند و واپسین قربانی را که پس از آن مرگ دیگر وجود نخواهد داشت نثار کرده و آنگاه هئومه سپید رامهیا کرده و از آن میخورند . این هئومه به همه رستگارانی که از آن خورند جاودانگی تن پسین میبخشد .

باور رسیدن مهدی موعود و پر شدن زمین از عدل و داد و کشته شدن همه بد کاران به دست او و نابودی دیوها وشیاطین و آنگه در آن روز عدالت کامل حکم فرما خواهد شد بسیار سبیه این باور زردشتیان است که اهوره مزدابه سئوشینت ( سوشیانت ) حقیقتی وحیانی به امانت داده تا بشر را برای ایفای نقش حیاتی اش در نبرد فرجامین بر انگیزد.

در هر حال بنا بر آموزه های زردشت این جاودانگی در همین جهان آشنا و دلخواه خواهد بود که کمال اصلی اش را باز خواهد یافت و نه در بهشتی واهی و دور از دسترس

(( اورمزد و امشاسپندان و همه ایزدان و مردمان با یکدیگر بوند همه جا چون باغی در بهاران بوند که در آن همه نوع درخت و گیاه است و تماما" آفرینش اور مزد میباشد--روایت پهلوی فصل 48 بندهای99و100و107 ))