ستایش ابلیس
یکی از مسائل مخاطره آمیز در تاریخ تصوف اسلامی مسئله دفاع از ابلیس است وستایش او به عنوان بزرگترین موحد جهان وقرار دادن اودرکنار حضرت رسول به عنوان دو نمونه عالی فتوت وتصویر نور سیاه ابلیس در برابر نور محمدی .
میدانیم که به تصریح قران کریم ابلیس فرشته ای مقرب درگاه احدیت بود که چون خداوند فرشتگان را مامور به سجود آدم کرد وی از این فرمان سر باز زد و گفت :(انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین)- من برترم از او درخلقت که از آتشم واوازخاک - قران کریم اعراف 12 کهف 50 - به همین سبب وی مردود بارگاه الاهی شدومهجور ومورد لعن دائم .ولی چنانکه یاد کردیم جمعی ازبزرگان تصوف خرق اجماع کرده و دردرون این ملعونی و مهجوری مقام والا و برجسته ای برای او یافتند و از وی به عنوان پاکبازترین عاشق وپاسبان حضرت وسرور مهجوران یاد کرده اند.
عطار در تذکره الاولیا ازسهل ابن عبداله تستری (200-283 ه ق)که از قدمای زهاد وصوفیه به شمار میرود نقل میکند که گفت:(به ابلیس گفتم) بیا در توحید سخنی بگوی . گفت ابلیس در میان آمد وفصلی بگفتدر توحید که اگر عارفان وقت حاضر بودندی همه انگشت به دندان گرفتندی !
اگر روایت عین القضات را روایتی اصیل بدانیم قبل از همکه اینها حسن بصری از مشاهیر وزهاد وتابعین درقرن اول هجری (21-110 ه ق)دفاعی از ابلیس کرده ومعتقد بوده است که نور ابلیس از نارعزت الاهی است واگرابلیس نور خود را ظاهر کند مورد عبودیت وپرستش قرار خواهد گرفت .
اگر ابلیس نور خود را به خلق نماید همه اورا به معبودی وخدائی بپرستندواصل این عبارت حسن بصری راجای دیگر عین القضات به عنوان روایت از حضرت رسول نقل میکند که فرموده است:(نور من از نور عزت خدا پیدا شدونور ابلیس از نارعز او پیداشد
با اینهمه حلاج که در بسیاری از مسائل دیگر تصوف بنیان گذار به حساب میاید در موضوع دفاع از ابلیس هم نخستین کس باید به شمار آید.ازحلاج شعرهای منثور زیبائی به نام طواسین که سراسر آن دفاع از ابلیس است باقی مانده که به زبانی شگفت انگیز وتعمقی خاص درمسئله لعنت ابلیس وشناخت او از مسئله توحید می پردازد
این مطلب ادامه دارد-( مطلب بعدی حلاج ودفاع از ابلیس )